از سرعت فرار نور و هندسه شوارتزشیلد، تا تبخیر هاوکینگ، اسپاگتیشدن ماده و نبرد بنیادین نسبیت عام با فیزیک کوانتوم...
* ماوس را روی فضای پسزمینه تکان دهید تا پرسپکتیو و انحراف نور تغییر کند
فشردهسازی جرم خورشید در کرهای ۳ کیلومتری سیاهچاله میسازد.
طول عمر تبخیر کامل سیاهچاله ستارهای با تابش هاوکینگ.
قطر سایه تاریک رصد شده به سبب انحراف شدید گرانشی نور.
کشف تاریخی امواج ادغام دو سیاهچاله در رصدخانه LIGO.
اگر از افق رویداد عبور کنیم چه خواهیم دید؟ اسپاگتیشدن چیست و چه بر سر اطلاعات کوانتومی ماده بلعیدهشده میآید؟
یک ایستگاه را انتخاب کرده و کارتهای بصری آن را بررسی کنید.
بهجای متنِ خام، هر بخشِ برنامه یک تجربه شده است: یک روایت که خودت میسازی، یک مفهوم که با دست لمس میکنی، یک آزمایشِ ذهنی که در آن تصمیم میگیری، صدایی که از فیزیک برمیخیزد، پرسشی که با مجموعهای از قطعات جوابش را میچینی، و رصدی که خودت انجام میدهی.
روایت را خودت میسازی: در هر دوراهی، آنچه نسبیتِ عام میگوید را انتخاب کن.
تا اینجا همهچیز با نسبیتِ عام پیش رفت: هندسهای هموار، افقی بیحادثه، و سقوطی که برای فضانورد هیچ شگفتیِ محلّی ندارد. اما همین تصویرِ زیبا، با بنیادیترین اصلِ مکانیکِ کوانتوم در تضاد است. در مکانیکِ کوانتوم، تحولِ هر سامانه با یک عملگرِ یکانی انجام میشود؛ یعنی اطلاعاتِ حالتِ اولیه هرگز نابود نمیشود و در اصل، همواره قابلِ بازیابی است.
حال سیاهچالهای را تصور کنید که با تابشی کاملاً گرمایی و بیحافظه تبخیر میشود و در پایان، هیچ چیزی جز فوتونهای تصادفی باقی نمیگذارد. حالتِ اولیه یک «حالتِ خالص» بود و حالتِ پایانی یک «حالتِ آمیخته». این یعنی آنتروپیِ فونِ نویمان از صفر به مقداری مثبت و بازگشتناپذیر رسیده است — و این، نقضِ صریحِ یکانی است.
آنچه در ادامه میآید یک «اتاقِ نبرد» است: سه محوری که دو نظریه بر سرِ آنها با هم میجنگند، و چهار پروندهٔ نظری که هر کدام برایِ حلِ مناقشه پیشنهاد شدهاند. هر پرونده بهایِ خودش را دارد؛ یا اصلِ همارزیِ انیشتین فدا میشود، یا محلّی بودنِ نظریهٔ میدان، یا خودِ مفهومِ افق.
آندرومدا؛ سیاهچالهٔ مرکزش حدودِ ۱۴۰ میلیون برابرِ خورشید جرم دارد و همان پارادوکس را نگه داشته است.
برای دیدن راهحلهای فیزیکدانان نظری روی هر رویکرد کلیک کنید.
نسبیت عام تکینگی را پایان مسیر میداند، اما کوانتوم پاک شدن اطلاعات را نقض قوانین پایه میشمارد.
در نسبیت عام افق تهی است، اما در مکانیک کوانتوم برای حفظ پیوندها احتمال دیوار آتش پرانرژی مطرح شد.
نسبیت با چگالی بینهایت روبهرو میشود؛ نظریه کوانتومی فضا-زمان کفمانند در مقیاس پلانک را جایگزین میکند.
کاوشگر را با ماوس یا کشیدن انگشت جابهجا کنید، ذرات هاوکینگ را بگیرید و امواج ادغام لایگو را شبیهسازی کنید.
کاوشگر را با کشیدن روی بوم جابهجا کنید، یا از اسلایدر استفاده نمایید. خمیدگی مخروط نور و کشیدگی فیزیکی را ببینید.
بازیِ پیشِ رو، تصویرِ سادهشدهٔ یکی از ظریفترین محاسباتِ فیزیکِ نظری است. در نظریهٔ میدانِ کوانتومی، «خلأ» هیچگاه خالی نیست؛ بلکه دریاست از نوساناتی که در آن جفتهای ذره–پادذره پیوسته زاده میشوند و در زمانی کوتاهتر از آنکه قابلِ اندازهگیری باشد، یکدیگر را خنثی میکنند. اصلِ عدمِ قطعیتِ هایزنبرگ به شکلِ ΔE·Δt ≥ ħ/2 به این جفتها اجازهٔ وجودِ گذرا میدهد.
حالا همین خلأ را در مجاورتِ یک افقِ رویداد قرار دهید. افق، فضا-زمان را به دو ناحیهٔ جداافتادهٔ علّی تقسیم میکند. گاهی یکی از دو عضوِ جفت در ناحیهٔ درونِ افق زاده میشود و عضوِ دیگر در بیرون. آنگاه هیچگاه به یکدیگر نمیرسند تا خنثی شوند. عضوی که بیرون مانده، دیگر «مجازی» نیست: به ذرهای حقیقی بدل میشود که تا بینهایت میگریزد. این دقیقاً همان چیزی است که ما به نامِ «تابشِ هاوکینگ» ثبت میکنیم.
نکتهٔ کلیدیِ انرژی است. عضوی که به درون میافتد، نسبت به ناظرِ بیرون انرژیِ منفی دارد — چیزی که در فیزیکِ نیوتنی بیمعناست، ولی در فضایِ خمیده و درونِ ارگوسفرهٔ یک سیاهچالهٔ چرخان کاملاً مجاز است. فرورفتنِ انرژیِ منفی یعنی کاستهشدن از جرمِ سیاهچاله. به این ترتیب، سیاهچاله بهآرامی جرم، شعاعِ افق و در نهایت خودِ افق را از دست میدهد.
در بازیِ زیر، ذراتِ فیروزهای همان اعضایِ فراریِ مثبتانرژیاند و ذراتِ بنفش، اعضایِ منفیِ فرورونده. با شکارِ ذراتِ بنفش، جرمِ افق را سریعتر فرو میریزید؛ با شکارِ ذراتِ فیروزهای، تابش را «ثبت» میکنید. دقت کنید که هرچه جرم کمتر میشود، دما بالاتر میرود و نرخِ تولیدِ جفت بیشتر — یک حلقهٔ بازخوردِ واگرا که به انفجارِ پایانیِ پرتوِ گاما ختم میشود.
سحابیِ روزت؛ جایی که ستارگانِ پرجرمِ فردا در آن زاده میشوند — و سیاهچالههای پسفردا.
🎯 روی ذرات آبی (تابش مثبت) کلیک کنید تا جمعآوری شوند؛ روی ذرات بنفش (انرژی منفی) کلیک کنید تا به افق پرتاب شده و تبخیر را تسریع کنند!
ایستگاههای EHT باید بالای ابرها باشند: بخارِ آب در ۲۳۰ گیگاهرتز سیگنال را میبلعد.
سیاهچالهها هیچ نوری گسیل نمیکنند؛ پس چطور دو بار در یک دهه «دیده» شدند؟ پاسخ در دو عددِ سرگیجهآور است. نخست: h ≈ 10⁻²¹ — کرنشی که موجِ گرانشیِ GW150914 در بازویِ چهار کیلومتریِ لایگو ایجاد کرد. این یعنی تغییرِ طولی کوچکتر از یکهزارمِ قطرِ پروتون. دوم: θ ≈ 21 μas — وضوحِ زاویهایِ لازم برای تفکیکِ سایهٔ M87*، معادلِ دیدنِ یک توپِ پینگپنگ روی سطحِ ماه.
لایگو این حساسیت را با سه ترفند به دست میآورد: کاواکِ فابری–پرو که نور را حدودِ ۲۸۰ بار در هر بازو رفتوبرگشت میدهد تا طولِ مؤثرِ بازو به بیش از هزار کیلومتر برسد؛ سامانهٔ تعلیقِ چهارمرحلهایِ آونگی که آینههای چهل کیلوگرمی را از لرزهٔ زمین جدا میکند؛ و تزریقِ «نورِ فشرده» که عدمِ قطعیتِ کوانتومی را از فاز به دامنه منتقل میکند تا از حدِ کوانتومیِ استاندارد پایینتر بیاییم.
EHT مسیرِ دیگری میرود: بهجایِ آینه، از «زمانِ دقیق» استفاده میکند. هر ایستگاه سیگنالِ ۲۳۰ گیگاهرتزی را با نرخِ ۳۲ گیگابیت بر ثانیه و با برچسبِ زمانیِ یک میزرِ هیدروژنی ثبت میکند. چون انتقالِ زندهٔ این حجمِ داده از نقاطی چونِ قطبِ جنوب ناممکن است، دادهها روی دیسکِ سخت و با هواپیما به دو مرکزِ همبستگی در ماساچوست و بُن برده میشوند. آنجا، با همترازیِ زمانی در حدِ نانوثانیه، صفحهٔ u–v بازسازی و تصویر با الگوریتمهای بیشینهسازیِ آنتروپی ساخته میشود.
در کنسولِ زیر، هر دو ابزار را در اختیار دارید: در حالتِ لایگو، نسبتِ جرمی و اسپین را تنظیم کنید تا جیرجیرِ گرانشی را هم ببینید و هم بشنوید؛ در حالتِ EHT، تعدادِ ایستگاهها و نویزِ جو را تغییر دهید تا ببینید پوششِ u–v و وضوحِ سایه چگونه با هم تغییر میکنند.
پنج بازیِ تازه با یک سیستمِ امتیازِ مشترک: نور را در میدانِ گرانشی خم کن، موجِ گرانشی را از میانِ نویز شکار کن، مفاهیم را جفت کن، مقیاسها را حدس بزن و خودت را در آزمونِ نهایی بسنج.
هر سه آزمایشگاهِ بالا مدلاند: سادهسازیهای آموزندهای که معادلاتِ درست را در ابعادی قابلِ دیدن اجرا میکنند، اما واقعیت را با تمامِ آشوبش بازتولید نمیکنند. فاصلهٔ میانِ مدل و شاهد، همان جایی است که علم در آن سنجیده میشود.
برای سیاهچالهها، این فاصله با سه دسته شاهد پر شده است: دینامیکِ ستارگانی که به دورِ جرمیِ نامرئی میچرخند (کارِ گز و گِنْزل بر روی ستارهٔ S2 در مرکزِ کهکشانِ ما)، امواجِ گرانشیِ ثبتشده در ادغامِ دوتاییها (بیش از نود رویداد تاکنون)، و سرانجام خودِ سایهٔ سیاهچاله در فرکانسِ میلیمتری. هر سه دسته، مستقل از هم، همان جرم و همان شعاعی را تأیید میکنند که متریکِ شوارتزشیلد یک قرن پیش پیشبینی کرده بود.
آرشیوِ زیر، همین شاهدان را گردآوری میکند. روی هر سند کلیک کنید تا در فریمِ بزرگ باز شود؛ با کلیکِ دوباره بسته میشود. جعبهٔ جستجو بر پایهٔ کلیدواژههای فارسی و انگلیسی فیلتر میکند.
یک بشقاب از شبکهٔ جهانیِ VLBI؛ حلقهای در زنجیرهای به بزرگیِ زمین.
برای باز شدن در فریم تمامصفحه روی هر تصویر کلیک کنید. با کلیک دوباره روی فریم بسته میشود.